شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

179

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

زمان بىثبات ، سزاوار نيست كه ترك شادمانى دائمى نمائى « 92 » . دوست‌دار حكمت را ، و انصاف ده حكيمان را ، اطاعت و فرمانبرى بكن سلطان را ، بر طرف مكن در هيچ وقتى از اوقات آداب نيكو را ، و مكن چيزى را در غير وقت خود . و اگر در وقتش كنى ، از روى فهميدگى بكن . نبايد سخن گفت كه نفعى در آن نباشد ، و اگر سخنى نافع خواهى كه بگوئى فكر كن و ياد نگاه‌دار . سزاوار نيست ترا كه تكبر كنى وقت غنا ، آواز بلندسازى از روى بىتابى در مصيبت‌ها ، و سفاهت و بىاندامى كنى بر مردم ، بايد كه سيرت و سلوك تو با همه مردمان به تواضع باشد ، و استخفاف حقيران مكن ، و يارى و مددكارى كن بر چيزى كه عيب نباشد . دشمن مشو كسى را كه ترك كند چيزى را كه ترا در كردن آن عذرى باشد ، پس ملامت مكن برادر خود را بر آن فعل . دور شو از مراء و مكابره در سخن ، و دست در دامن تأنى و آرام زن . 12 ، 65 - سزاوار نيست ترا كه قبول ستايشى « 93 » كنى كه در تو نباشد . مكنيد چيزى را كه در كردن آن مذمتى « 94 » و ملامتى به شما عايد گردد . غمگين مشو به چيزى كه نكردى آن را « 95 » ، و متحمل شو تعب و مشقت را در وجوه نيكويىها . سزاوار است ترا كه بكنى آنچه واجب است ، بىآنكه تحريك نمايند ترا به كردن آن ، و بازدار خود را از كردن آنچه ناكردنيست ، بىآنكه ترا باز دارند و منع كنند . 12 ، 66 - و گفت : سزاوار است عاقل را كه همگى نگهبان نفس خود باشد ، و خطاى او را اگر چه خورد باشد بزرگ شمرد ، و صواب او را خورد داند اگر چه بزرگ باشد . 12 ، 67 - و گفت : نظر مكن به مردمان به حسب موضعى كه زمان او را در آنجا مرتب ساخته است ، ليكن نظر كن به قيمت و ارجمندى او در

--> ( 92 ) - اساس : شادمانى نمائى . ( 93 ) - اساس : ستايش . ( 94 ) - د : ندامتى . ( 95 ) - اساس : « آن را » ندارد .